نمک آزاد!!!

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !


                                      

                                                                    







ADS


داستان سکسي شير دادن خاله
 

1 . شیر خاله – شهوانی
‎شیر خاله. 1390/9/3. سلام اسم من اشکانه و 19 سالمه داستانی که می خام براتون تعریف
کنم داستان سکسی هست که بین منو خالم اتفاق افتاده.اول اینکه این داستان زیاد
سکسی نیست اگه دوست داری بخون نداری نخون. بعد برای … دفعه های قبل هم متوجه
میشدم اما چیزی بهت نمیگفتم حالا ی زره نگا کردن عیبی نداره ولی تو شورشو در آوردی.
منم گفتم …
 

2 . شیر دادن من به خانم بزرگ – شهوانی
‎شیر دادن من به خانم بزرگ. 1392/4/5. سلام من رها هستم.25 ساله و داستان مربوطه به 5
سال پیش…اون موقع … شب یه سکس حسابی با شوهرم داشتم. می گفت تا حالا اینقد داغ
نبودی. اما من همه اش … ما تا سه سال بعد خونه خانم بزرگ بودیم. با اینکه بچه دیگه شیر
نمی خورد اما من هر وقت می خوابید می رفتم پیش خانم بزرگ و با هم به گلهاش شیر می
دادیم.
 

3 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 85 – انجمن لوتی
‎بعد از اینکه خاله و حاجی تن همدیگرو شستن و خشک کردن نوبت من رسید. خاله اومد منو
شست و خشک کرد. همین که داشت خاله بدنمو خشک میکرد بهش گفتم خاله یه کم به من
شیر میدی؟ تشنمه. خاله یه نگاه به حاجی کرد و حاجی هم به نشانه قبول و تأیید سرشو
تکون داد. حالا خاله یه گوشه حموم نشسته بود و پستوناش گذاشته بود دهنم و به من شیر
میداد.
 

4 . زن دایی | bustedballs
‎14 آوريل 2013 … زن داییم مربی کاراته بود وپزشکی عمومی از دانشگاه دولتی داشت در مقابل دایی من https://bustedballs.wordpress.com/2013/04/14/زن-دایی/اصلا دیپلم هم نداشت خودم هم نمی دونم چطور زن داییم شد یا اصلا چطور بهش دادن فقط ….
جوری شده بود که هر هفته حداقل 2بار کتکم میزد وآب بدنم رو می آورد ودختر خاله هام به
خونمون زنگ میزدن و میرفتم خونشون هم باهاشون سکس داشتم وهم بعد از سکس …
 

5 . زن عمو | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … سلام اين داستان بر ميگرده به 3 سال پيش كه من 16 سالم بود . من زن عموم رو خيلي دوست https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-4/داشتم و هميشه ميرفتم خونشون به بحانه ي بازي كردن با بچه هاش ، زن عموم خيلي جلوي
من راحت بود و هميشه با تاپ شلوارك يا لباس خوابش راه ميرفت اخه فكر نمي…
 

6 . من و خاله ام | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … خودمو شستم و یدفعه گفتم خاله میشه بیای پشته منو بشوری آخه با این لیفا عادت https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-7/ندارم. منم که شق کرده بودم و از شرت همه چی معلوم بود.خالم اومد تو گفت دوش بزن رو شیر
که خیس نشم منم همین کارو کردم. تا اومد تو چشمش به کیره باد کرده من افتاد و بی خیال
خودشو نشون داد.منم پشتمو کردم بهش و گفتم اگه میشه پشته منو …
 

7 . سکس با مامانم | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … منم شروع کردم از رو لباس باسینه مامانم بازی کردن. البته چیزی نمیفهمیدم. خلاصه همین https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/1-6/جور که باهم حرف میزدیم ازش خواستم به من ممه بده که با خنده گفت خاک تو سرت زشته
بزرگ شدی! دید من اصرار میکنم یکی از سینهاشو دراورد و گفت بیا به تو تو بچگی
شیر ندادم بیا بخور ولی چشاتو ببند منم ازرو ناچاری چشامو بستمو …
 

8 . داستان سکس عمه | Nicesexs’s Blog
‎22 جولای 2010 … و از همه مهم تر بدن قلمی و سکسی که داشت. اونموقع ها هم یادمه چند سالی شنا می رفت، یه https://nicesexs.wordpress.com/2010/07/22/داستان-سکس-عمه/بار هم تو مسابقات مدال اورده بود. تا اینکه امسال شوهر کرد و رفت خانه داری! اونروز چند
تا از زنای همسایه ها هم اومده بودن خونمون و کمک می کردن و دور هم جمع شده بودن و از این
حرفای خاله زنکی به هم می گفتن و غیبت این و اونو می کردن. منم که داشتم …
 

9 . داستان سکسي شير دادن خاله – سرای بلورین
‎داستان سکسي شير دادن خاله. 1 . شیر خاله شیر خاله. 1390/9/3. سلام اسم من اشکانه و sarayeboloor.ir/داستان-سکسي-شير-دادن-خاله/19 سالمه داستانی که می خام براتون تعریف کنم داستان سکسی هست که بین منو خالم
اتفاق افتاده.اول اینکه این داستان زیاد سکسی نیست اگه دوست داری بخون نداری نخون.
بعد برای … دفعه های قبل هم متوجه میشدم اما چیزی بهت نمیگفتم حالا ی زره نگا کردن …
 

10 . داســتان هــای مـامـانــی ســکــســی: پسری 24 ساله که هنوز از پستون مامان …
‎10 نوامبر 2013 … مجموعه ای از بهترین داستان ها , فیلم ها و عکس های سکسی … داستان یک فرد که مثه اینکه نمی خواد شیر مادر و البته پستون مامانی رو ترک کنه!!!! گفتم: اول ….. کونتو
 







NS